شيخ حسين انصاريان
387
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
درِبيت را گرفت و به مردم فرمود : چه مىگوييد و چه گمان مىبريد ؟ گفتند : مىگوييم برادر و پسر عموى مايى و تو را بردبارى و رحمت است - اين جمله را سه بار تكرار كردند - حضرت فرمود : من هم همان را مىگويم كه برادرم يوسف گفت : « برويد ، آزاديد ، امروز بر شما سرزنشى نيست ، خداوند از شما درگذرد و او بهترين رحم كنندگان است . » راوى مىگويد : آن چنان كه مردگان از قبر درآيند ، از مسجد خارج شدند و اسلام را پذيرفتند . عفو و گذشت مردان الهى شخصى به خواجه نصير الدين طوسى به هنگامى كه بر مسند قدرت بود نامهاى بسيار تند كه در آن به خواجه توهين بدى شده بود نوشت ، ولى خواجهء بزرگوار كه از اولياى الهى بود از او گذشت . در روايت آمده است كه : شخصى در وسط بازار به مالك اشتر نخعى در آن هنگام كه از جانب اميرالمؤمنين امير ارتش اسلام بود ، توهين كرد در حالى كه مالك را نشناخته بود ، مالك از نزد او رفت ، مردم آن شخص را نسبت به عمل زشتش سرزنش كردند ، او به دنبال مالك رفت و وى را در مسجد يافت ، تا عذرخواهى كند ، مالك به او فرمود : من بدينجا آمدم و براى تو دو ركعت نماز خواندم و سپس از خداوند براى تو طلب مغفرت نمودم . « 1 » مسألهء رفق و مدارا و دوستى چون به سبب مجاهدت ، برنامهء غضب و آتش خشم و آب كظم غيظ فرو نشست و حالت بردبار و حلم ، انسان را به عرصهگاه عفو و گذشت رهنمون شد ، نوبت رفق
--> ( 1 ) - مجموعة ورّام : 1 / 2 ؛ بحار الأنوار : 42 / 157 ، باب 124 ، حديث 25 .